logo
جمعه 29 دي 1396 - 
 جديدترين اخبار:   اصل مهم در تعاملات خارجی      اقتصاد ایران دچار مشکل است نه بحران‌   خوانشی متفاوت از معنای تبلیغ   بهبود عمل پیوند لیمبال قرنیه با قطره چشمی عصاره غشاء آمنیوتیک   ایران، میزبان اجلاس منطقه‌ای شورای جهانی پژوهش شد   افزایش 13 هزار میلیارد تومانی درآمدهای سازمان هدفمندی از محل اصلاح قیمت حامل‌های انرژی   خروش انقلابی ملت ایران علیه آشوبگران      بیانات در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی      کتابی به گستردگی میراث تفسیری جهان اسلام   ثبت کارنامه‌ای مشحون از توانمندی‌ در حوزه‌های فرهنگی و علمی برای شورای عالی انقلاب فرهنگی      

 کد خبر: 14090   زمان ارسال : 1395-10-05 22:02:04    تعداد بازدید: 362    نویسنده: دكتر حسين عيوضلو 
جهاد اقتصادي؛ چيستي، چرايي و چگونگي(13)

يكي از مطالب كه نياز به توضيح بيشتري دارد، اشاره به حمايت از دولت با نام‌گذاري سال 90 به نام سال جهاد اقتصادي بود. اين مباحث را بايستي به منابع بسيار بالاتري متصل كرد كه همان الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت است و مقام معظم رهبري بسيار روي آن تأكيد داشته‌اند.

يكي از مطالب كه نياز به توضيح بيشتري دارد، اشاره به حمايت از دولت با نام‌گذاري سال 90 به نام سال جهاد اقتصادي بود. چه دليل و مبنايي براي اين بيان وجود دارد؟ اين مباحث را بايستي به منابع بسيار بالاتري متصل كرد كه همان الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت است و مقام معظم رهبري بسيار روي آن تأكيد داشته‌اند. وقتي الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت يا دهه پيشرفت و عدالت مطرح مي‌شود، مباحث به اسنادي بالادستي متصل مي‌شود كه ارتباطي با عملكرد اقتصادي دولت ندارد. عملكرد اقتصادي دولت، تجلياتي از اين اسناد مي‌تواند باشد. به نظر مسائلي كه در اولين نشست الگوي اسلامي ايراني پيشرفت مطرح شد، مسائل خيلي عميقي است و بايد بيشتر مبناها را به اين سمت هدايت كرد. مقام معظم رهبري به دنبال نوعي الگوسازي و ارائه الگوي موفقي از نظام اسلامي هستند كه مي‌تواند سرلوحه كارها قرار بگيرد. در حركت‌هايي كه در سطح دنيا و در سطح منطقه در حال انجام است، همگي تشنه الگوهايي هستند. مباحثي كه ريشه در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت دارد را نبايد به سطوح نازل‌تري كشانيد.
از اين منظر، نياز است كه الگوي انسان موفق اسلامي را مطرح كنيم. نمي‌توان جهاد اقتصادي را مطرح كرد، بدون اينكه به نگرش اسلامي ربط داشته باشد، چون كلمه جهاد يك كلمه اسلامي و مبارك است. جهاد اقتصادي نمي‌تواند با اقتصاد اسلامي بيگانه باشد. براي حركت در چنين راستايي بايد ديد كه الگوي ما چيست؟ سؤالات بسياري در اين مورد مطرح مي‌شود. يك فرد در يك نظام اسلامي چه جايگاه و مسئوليت‌هايي دارد؟ چگونه حركت مي‌كند؟ چگونه رفتار مي‌كند؟ يك خانواده، يك سازمان و يك نهاد و يك دولت چطور؟ اين بحث جنبه‌هاي ارزشي هم پيدا مي‌كند، چرا كه حتماً يك اقتصاد متعالي است. در چنين نظامي، بحث امور مادي و معنوي با هم عجين است. اين حركت دوبال دارد‎؛ يك بال آن رفاه مادي است و بال ديگر آن سعادت است. بايستي چنين الگويي را نشان داد. ما هميشه مباحث را به سمت موارد اجرايي مي‌بريم و از اين الگو غافل مي‌شويم. در حالي كه در چنين الگويي بايد نشان داد كه اگر كسي بخواهد وظائفش را تشخيص بدهد و به آنها عمل كند، چگونه بايد رفتار كند؟ فارغ از دولت، فرد چگونه بايد به تشخيص برسد و بر مبناي اين تشخيص تصميم‌هايش را اتخاذ كرده و رفتارش را هدايت كند. بعد از اين دولت وارد مي‌شود كه مي‌تواند در بسياري از اين عرصه‌ها به رتق و فتق امور پرداخته و نهادسازي كند، ساختارشكني كرده و تجديد ساختار كند.
در اين راستا مناسب است كه به مباحث توحيدي و اقتصاد اسلامي توجه داشته باشيم و اين الگو را براساس جهان‌بيني توحيدي تبيين كنيم. كسي كه به عنوان يك فرد مي‌خواهد يك حركت جهادي در زمينه اقتصاد انجام دهد، از چه منبعي و آبشخوري بايد تغذيه كرده باشد. اين الگو همان منبع و آبشخور اصلي است. بدون تبيين و تعيين اين الگو نمي‌توان رفتارها را شكل داد. اين الگو، انگيزه‌ها را هم شكل مي‌دهد. اين بحث بيشتر به تبيين بستر لازم براي جهاد اقتصادي نگاه دارد. بدون اين بستر جهاد اقتصادي شكل نمي‌گيرد. اگر اين زمينه را رعايت كنيم، مي‌توانيم به خميرمايه الگوهاي اسلامي برسيم. اين الگو را مي‌توانيم سال به سال تنظيم كنيم و مطمئن هستيم كه اين نامگذري‌ها در راستاي اين الگوسازي‌ها صورت مي‌گيرد و جهاد اقتصادي، يك عنصر از اين برنامه كلي تلقي مي‌شود. ما حداقل در حوزه نظري بايد بتوانيم الگوي يك حركت موفق را ارائه بدهيم، اگرچه ممكن است موانع زياد بوده و در حوزه عمل نتوانيم موفق باشيم. اين موارد و اين نوع تنظيمات نشان مي‌دهد كه رهبري در اين چارچوب فكر مي‌كنند و خوب است كه ما هم در اين زمينه بتوانيم الگوسازي و نظريه‌پردازي بكنيم و در نهايت براي نظام اجرايي كشور، الگويي توليد كنيم.
اين چارچوب كه بتوانيم براساس آن حركت كنيم و حركات خود را الهام گرفته از مباني روشني بدانيم، يك قسمت از بحث است و ناظر به رويكرد تربيتي نظام اسلامي است. تمام تفاوت‌هاي جوهري يك نظام اسلامي با نظام‌هاي ديگر همين موارد است؛ اين موارد قبل از وارد كردن بحث نقش دولت در الگوي اسلامي است. يعني من به عنوان فرد تصميم مي‌گيرم مرتكب فعل حرامي نشوم؛ حتي اگر قوه قهريه‌اي هم ناظر بر من نباشد. خداوند را حاضر و ناظر بدانم، اين نياز به تبيين جهان‌بيني و نوع حركت دارد. بر اين مبنا، فرد ساخته مي‌شود. در چنين مبنايي فرد موظف است كه در چارچوب توحيد افعالي عمل كرده و در جهت اهدافي كه خداوند براي كمال قرار داده است، حركت كند.
برگرفته از میزگرد فصلنامه راهبرد توسعه، شماره 25، بهار 1390 

*****
نام و نام خانوادگی ایمیل
پیغام
کد امنیتی مقابل را وارد کنید کد امنیتی

printer