logo
يكشنبه 29 مرداد 1396 - 
 جديدترين اخبار:رونق تجاری سازی از طریق نظام مالیاتی اختراع   همکاری‌های دانشگاه امام صادق(ع) با دبیرخانه دائمی کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی   نهمین نشست نظریه‌پردازی در قلمرو علوم انسانی اسلامی برگزار شد   ساختار و وظایف کمیسیون الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کنگره مورد بررسی قرار گرفت   هنوز شرایط مطلوب برای یکسان سازی نرخ ارز فراهم نیست   تحقق ۹۲ درصدی وصولی مالیات بر ارزش افزوده   پرداخت سود سهام عدالت بزودی، اما مشروط         گزارش اجمالی هم‌اندیشی اساتید برجسته علوم انسانی اسلامی   روان‌درمانی سوگ و داغدیدگی با رویکرد اسلامی منتشر شد   دومین کنفرانس ملی مدیریت راهبردی خدمات 1396   انتصاب رئیس، دبیر و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام   سه‌گانه عقلانیت، عدالت و معنویت از منظر رهبر انقلاب      

 کد خبر: 14110   زمان ارسال : 1395-10-12 22:58:15    تعداد بازدید: 327    نویسنده:  
ارزیابی اولیه از انتخاب های ترامپ در سیاست خارجی

ریاست جمهوری دونالد ترامپ روز 20 ژانویه 2017 ( اول بهمن 1395 ) بطور رسمی آغاز می شود و وی به عنوان سکاندار اصلی سیاست داخلی و خارجی آمریکا شروع به کار خواهدکرد. اظهارات انتخاباتی ترامپ درباره سیاست خارجی ؛ به بحث پیرامون شخصیت و رفتار آتی وی به عنوان رییس جمهوری ایالات متحده با حاشیه های زیادی همراه بوده است.

نقطه نظرات و شعارهای ارایه شده توسط ترامپ در دوره تبلیغات انتخاباتی ؛ مجموعه ای از تناقض ها و تضاد ها است که خیلی نمی توان آنها را مورد ارزیابی قرار داد.
ترامپ در دوره تبلیغات انتخاباتی درباره سیاست خارجی به محورهایی ذیل اشاره کرده است:
- 'زمان زنگار زدایی از سیاست خارجه کنونی فرا رسیده است'
به نظر وی سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد رو به ضعف رفته و به تدریج «منطق جای خود را به حماقت داد و تکبر و خود بزرگ بینی در سیاست خارجی فاجعه آفرید
- 'اولویت نخست آمریکاست'
ترامپ معتقد است که آمریکا دیگر نباید هزینه‌های گزاف حمایت از متحدان خود را بپردازد
- مقابله با گسترش اسلام افراطی باید هدف سیاست خارجی آمریکا و به واقع جهان باشد
وی گفته است که شرکت های نفتی آمریکایی را برای بازسازی زیرساخت های ویران شده به عراق و سوریه خواهد فرستاد تا نفت این دو کشور را برای ایالات متحده مصادره کنند، همچنین او به شکلی مبهم وعده داده که داعش را به زودی نابود کند، او برای این کار علاوه بر اقدام نظامی بر ضرورت «جنگ فرهنگی و رودررویی ایدئولوژیک» نیز تأکید می‌کند، اما چگونگی این جنگ را مشخصا تبیین نکرد.
- آمریکایی‌ها دیگر نمی‌توانند اجازه دهند چین به کشورشان تجاوز کند.
ترامپ عقیده دارد که ارزش پایین یوآن چین به اقتصاد صادراتی آمریکا آسیب زده و فقدان قوانین مالکیت معنوی باعث شده سرقت چین از محصولات آمریکایی بالا بگیرد'.
- 'آمریکا از این‌که دشمنان قدیمی تبدیل به دوست شوند و دوستان قدیمی تبدیل به هم‌پیمان استقبال می‌کند. آمریکا باید 'از موضع قدرت' از تنش‌های خود با روسیه بکاهد و به 'چرخه هراس‌آور خصومت پایان دهد' و بر مبنای منافع مشترک، با مساله ظهور اسلام‌گرایان افراطی که نگرانی آنها هم است، مقابله کند.»
- جنگیدنِ همزمان با بشار اسد و گروه تروریستی داعش دیوانگی و حماقت است. آنها (اسد و داعش) با یکدیگر می جنگند و ما هم با هر دوی آنها می جنگیم، در حالی که مشکل بزرگتر از اسد، داعش است.
- 'اولویت اولش برچیدن توافق فاجعه بار با ایران» است. (21 مارس در کنوانسیون سالانه لابی یهودیان 'آیپک')
ترامپ در گفت و گو با روزنامه واشنگتن پست گفت توافق هسته‌ای با ایران «یکی از بدترین چیزهایی است که مذاکره درباره آن را دیده‌ام».
فقدان سابقه و پیشینه سیاسی و حزبی پایدار از یک سو و اظهارات پارادوکسیکال و مبهم از سوی دیگر شناخت راهبردها و سیاست های آتی دولت جدید آمریکا را در بسیاری از حوزه های دیپلماسی بسیار دشوار ساخته است.
برژینسکی و کسینجر دو تن از سیاستمداران برجسته امریکایی درباره دیدگاه های ترامپ در حوزه سیاست خارجی تصریح کرده بودند که ' وی فردی منحصر به فرد است، تعهدی به هیچ گروهی ندارد ، کاملا فاقد توشه و سازو کار (سیاسی) است، چرا که بنا بر استراتژی خود به ریاست جمهوری آمریکا رسید و این یک وضعیت منحصر به فردی است.
شاید رویکرد تصمیم گیری ترامپ در حوزه سیاست خارجی را بتوان با مدل بینش فوق العاده تطبیق داد.
بر اساس این مدل خروجی نهایی سیاست خارجی محصول توانایی­ها، استعدادهای فوق العاده، ابتکارات، نوآوری و خلاقیت رهبران و سیاست گذاران اصلی است؛ به گونه ای که در پاره ای از موارد وجود این‌گونه توانایی ها، نظرها و نقش سایر عوامل و نهادهای تصمیم‌گیرنده را تحت الشعاع خود قرار می دهد.
برخی کارشناسان معتقدند که به دو دلیل ترامپ نمی تواند به سخنانش در دوره تبلیغاتی انتخابات پایبند بماند:
1. ساختار بورکراتیک و تصمیم گیری در آمریکا
تصمیمات رهبران در موقعیت تصمیم گیری سیاست خارجی قرار می گیرند از طریق آموزش و فرایندهای انتخاب سیاسی برای تعقیب یک سلسله هدفه ای مشترک ، جامعه پذیر می شوند.
2. تقلیل سیاست خارجی انزوا گرا به دلیل وجود الزامات و محدودیت های ساختاری فراملی و فرو ملی.
بطو قطع الزامات ساختاری بیرونی، فراملی و داخلی و فروملی در ارتباط و کنش متقابل بوده و یکدیگر را تحریک و همچنین تقویت می کنند و تفکیک آنها از یکدیگر غیر ممکن بوده است.
در بین مناطقی که آمریکا بطور مستقیم یا غیر مستقیم ؛ در انجا حضور دارد؛ خاورمیانه همواره از جایگاه مهم تری برای سیاست خارجی این کشور برخودار بوده است ؛ و البته ترامپ نیز دیدگاهای خود را مطرح کرده که از آن به عنوان 'دگردیسی ملموس' در سیاست خاورمیانه ای آمریکا یاد می کنند. هرچند برخی معتقدند که
سیاست خارجی امریکا در درره ترامپ ممکن است تغییرات طولی داشته باشد ( کم عمق ) اما چشم انداز تغییرات عرضی ( عمیق ) در خاورمیانه تا حدی دور از انتظار است.
واقعیت آن است که علیرغم اظهارات ترامپ مبنی بر اشتباهات دولت اوباما و حضور بی مورد و مداخله «بی نتیجه» و «هزینه زا» دولت کنونی در خاورمیانه، عوامل محدویت زایی وجود دارند که با وجود عدم تمایل ترامپ جهت حضور گسترده در زیر سیستم خاورمیانه، حضور مداوم، مداخله گری مستمر و حتی نظامی گیری جدید این کشور را در آینده ایجاب خواهد نمود:
اول: مولفه های ثابت ناشی از ساختار و ماهیت منطقه خاورمیانه و ضرورت پیوستگی و حضور آمریکا در این منطقه .مثل تضمین امنیت جریان نفت، تامین امنیت اسرائیل، مبارزه با تهدیدات گروه های تروریستی و بنیادگرایان اسلامی، مقابله با ایران و محدود کردن فعالیت های آن، ضروت دفاع از متحدان منطقه ای بویِژه شیخ نشین های حوزه خلیج فارس، لزوم حفظ برتری منطقه ای و هژمونی بین المللی و همچنین مدیریت نظامی جهانی، با داشتن پایگاه نظامی در 66 کشور، و نهایتا تعهدات فراآتلانتیکی در قالب ناتو.
به عبارتی ایالات متحده آمریکا ؛ مدعی قدرت هژمون جهانی است که نیروهای رانشی و پیش برنده متنوع و گوناگونی سیاست ها و راهبردهای آن کشور را هدایت کرده و در تنظیم آن نقش ایفاء می کنند و نمی تواند بدون در نظر گرفتن شرایط داخلی؛ منطتقه ای و بین المللی ؛ سیاست غیر فعال را انتخاب کند.
دوم : ساختار و سیاست داخلی
حضور و نفوذ فزاینده نومحافظه کاران در کابینه دولت ترامپ، که از روحیه جنگ طلبی مضاعفی برخوردارند، نقش نهادهای بروکراتیک تاثیر گذار مانند سنا و مجلس نمایندگان، که اکنون در اختیار اکثریت جمهوریخواهان است، پنتاگون و کارتل های نظامی و تسلیحاتی و همچنین نقش گروه ها و لابی های فشار مختلف بویژه آیپک حضور آمریکا را در منطقه تداوم خواهد بخشید. موضوعات فوق الذکر زمانی اهمیت می یابد که به این مساله مهم توجه شود که ساختارهای داخلی در ایالات متحده بیش از افراد در روند تصمیم سازی ها و تنظیم راهبردها نقش ایفاء می کنند.
ممکن است سیاست خارجی ترامپ بخواهد به سمت رویکرد انزوا گرایی حرکت کند، اما شرایط جهانی و منطقه ای، ساختار قدرت در امریکا، تهدیدات جدید و نیز فشارهای جهانی(از جمله فشار متحدین اروپایی و آسیایی آمریکا) احتمالا مانع از گسترش انزواگرایی امریکا به همه حوزه ها بشود.
به نظر می رسد سیاست خارجی ترامپ بیشتر با 'انزواگرایی بخشی' تطبیق بیشتری داشته باشد تا انزواگرایی مطلق که بعید است امریکا به این سمت حرکت کند.این نوع انزواگرایی در عین حفظ شعارها و پایبندی به بازسازی حوزه داخلی ؛ به سیاست خارجی به مثابه کانالی جهت تقویت حوزه داخلی نگاه می کند و دوستان و متحدان منطقه ای و جهانی را راضی نگه خواهد داشت.
منبع: ایرنا 

*****
نام و نام خانوادگی ایمیل
پیغام
کد امنیتی مقابل را وارد کنید کد امنیتی

printer