logo
دوشنبه 20 آذر 1396 - 
 جديدترين اخبار:الزامات تصمیم گیری در لایحه بودجه سال 1397کل کشور   اجرای اقتصاد مقاومتی به فضای آرام و با ثبات نیاز دارد   قیمت ها درایران در 10 سال اخیر 5 برابر شده است   طراحی و ایجاد سازه امن برای اجرای اپلیکیشن های حوزه پدافند غیر عامل   تهدید امنیت غذایی ایران با سرنگ «تکنوفوبیا»!   آموزش عالی در نظام آموزش عالی غریب مانده است!   اعلام نتایج داوری آثار رسیده به یازدهمین کنگره پیشگامان پیشرفت   بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى‌      امکان تولید خانگی برق و حرارت با پیل‌های سوختی محققان کشور   برگزاری کارگاه «راه‌هایی برای تفسیر ساده یافته‌های آماری» در موسسه ملی توسعه تحقیقات علوم پزشکی   موفقیت محققان دانشگاهی در حرکت دادن صندلی چرخدار با سیگنال مغزی   برترینهای علمی ایران طی ۱۲ سال گذشته توسط سیویلیکا معرفی شدند   کتاب «همرزمان حسین(ع» مجموعه‌ سخنرانی‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای      

 کد خبر: 14124   زمان ارسال : 1395-10-13 22:15:37    تعداد بازدید: 615    نویسنده: دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی 
تحولات جهان اسلام و توسعه(3)

به نظر همه تحولاتي كه در كشورهاي اسلامي در حال وقوع است، بصورت مستقيم يا غيرمستقيم تحت تأثير انقلاب اسلامي است. در مورد بيداري اسلامي (چه به معناي اعم يا در معناي اخص آن كه مربوط به تحولات اخير است)، آن را نبايد در يك معناي صرف يك بعدي ديد.

به نظر همه تحولاتي كه در كشورهاي اسلامي در حال وقوع است، بصورت مستقيم يا غيرمستقيم تحت تأثير انقلاب اسلامي است. در مورد بيداري اسلامي (چه به معناي اعم يا در معناي اخص آن كه مربوط به تحولات اخير است)، آن را نبايد در يك معناي صرف يك بعدي ديد. بسياري از مواقع وقتي صحبت از بيداري اسلامي مي‌شود، ذهن بيشتر بدنبال اين مطلب مي‌رود كه مردم دنبال اهداف فرهنگي‌اي هستند كه در چارچوب اسلام مطرح است. قطعاً هسته مركزي تحول همين است، ولي بيداري اسلامي براساس هسته و دال‌ مركزي اسلام، ابعاد و عناصر متفاوتي دارد كه شامل ابعاد فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي نيز مي‌باشد. بنابراين فقط محدود به بعد فرهنگي نيست، چون اسلام همه ابعاد زندگي انسان را در برمي‌گيرد؛ بنابراين بيداري اسلامي را به معناي اعم بايد در نظر گرفت؛ منتهي ابعاد سياسي، اجتماعي و اقتصادي كه متأثر از اسلام است. دوم اينكه در مباحث بيداري اسلامي، يك فرضيه اين است كه بيداري اسلامي، عكس‌العمل به مدرنتيه بوده است.
وقتي صحبت از مدرنتيه مي‌شود، توجه داريم که مدرنتيه يك جهان‌بيني است، يك شيوه زندگي و يك نوع تفكر است و با مدرن بودن لزوماً يكسان نيست. در تبيين انقلاب اسلامي هم بايد توجه كرد كه ضد مدرنتيه بود ولي يك پديده مدرن بود. فوكو هم معتقد است كه انقلاب اسلامي ايران اولين انقلاب پست مدرن بوده است؛ يعني فراتر از مدرن بوده و از ابزارهاي مدرن و پست مدرن استفاده مي‌كرده است. اينكه انقلاب اسلامي بدليلي در مقابل مدرنتيه است؛ به معناي عدم استفاده از ابزارهاي مدرن در انقلاب نيست. در جريان انقلاب‌هاي اخير منطقه هم مشاهده مي‌شود كه ابزارهاي مدرن(دانش، ارتباطات و شبكه‌هاي اجتماعي) بسيار تأثيرگذار هستند و از ابزارهايي مانند پيامك، اينترنت و فيس‌بوك و ... استفاده مي‌شود.
از سال‌ها پيش اين بحث مطرح بوده است كه مسلمانان نسبت به مدرنتيه و دولت سكولار و ايدئولوژي‌هاي مادي نااميد شده‌اند. آنچه كه در اروپا باعث تحول و توسعه شده، در جهان اسلام ناموفق بوده است و اگر در اين كشورها تأثيري گذاشته، نوعي عدم توازن هم در اين كشورها ايجاد كرده است. توجه داشته باشيم پديده‌هايي مانند انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي، تك عاملي نيستند. دولت سكولار در جهان عرب نتوانسته است توسعه، تعالي، عدالت و ترقي‌اي كه مورد نظر بوده را فراهم كند. سوسياليسم، پان‌عربيسم، ليبراليسم و كمونيسم نيز در كشورهاي عربي شكست خورده است و نهايتاً بازگشت به اسلام به عنوان يك مكتب اصيل و تأثيرگذار، صورت گرفته است.
بحث ديگر در مورد نقش تحولات اين كشورها بر توسعه است، ابتدا لازم است علل، انگيزه‌ها و اهداف اين تحولات بررسي شود. اگر مشخص نشود كه مردم چه چيزي مي‌خواهند، نمي‌توان به روشني توضيح داد كه اين تحولات به تحقق آن اهداف خواهد انجاميد. در مورد علل و انگيزه‌هاي بيداري اخير اسلامي، اختلاف نظر است و مجموعه‌اي از عوامل را در نظر مي‌گيرند، ولي بدون ترديد اسلام‌خواهي يكي از مهمترين عوامل، علل و انگيزه‌هاي تحولات اخير بوده است. حتي اگر بصورت سازمان‌يافته و حزبي هم اين مطلب را در نظر نگيريم، چون مردم مسلمان هستند، وجود تشكل‌هاي مذهبي و نمازهاي جماعت دال بر اين است كه اسلام‌خواهي يكي از اهداف بوده و جزء هويت آن‌ها است. جهان اسلام، بدون اسلام، هويت خود را از دست مي‌دهد. برنارد لوييس بيان مي‌‌دارد كه يكي از فرق‌هاي اسلام با مسيحيت در اروپا و تحولي كه در آن جا ايجاد شده است، اين بوده كه در كشورهاي اسلامي اولين سطح تعريف كننده هويت مسلمانان، اسلام است؛ در صورتي كه در غرب اولين سطح تعريف‌كننده هويت افراد، ناسيوناليسم و مليت است. بنابراين اسلام در شكل‌دهي به هويت مسلمانان، بر ناسيوناليسم مقدم است.
عامل ديگر، فساد اقتصادي و فقر است. اين عامل را نمي‌توان ناديده گرفت. حداقل در كشور تونس اين عامل جرقه اعتراض و انقلاب شد. آماري كه در مورد مصر گفته مي‌شود حاكي از اين است كه حدود 4 ميليون نفر در قبرستان‌ها زندگي مي‌كنند. البته اين عامل بي‌ارتباط با اسلام‌خواهي نيست، چرا كه مردم راه حل مشكل اقتصادي را در اجراي اسلام مي‌دانند. فساد اداري و اجتماعي و سياسي نيز در تحولات اخير بي‌تأثير نبوده است. ضديت با استبداد و ديكتاتوري عامل ديگري است كه بايد مورد توجه قرار داد.
برگرفته از میزگرد فصلنامه راهبرد توسعه، شماره 26، تابستان1390 

*****
نام و نام خانوادگی ایمیل
پیغام
کد امنیتی مقابل را وارد کنید کد امنیتی

printer